یادگاری!¡ +ثابت

میشه هرکس این پست رو میخونه یه بیت شعر یا یک خط نوشته برام کامنت بذاره؟      
بیشتر هم خواستید بفرستید من بیشتر خوشحال میشم  D:
   
  • roga
  • چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶

بزن بریــــــــــــــم :)

دستمو گرفته بود و هی از این غرفه به اونیکی!
هرجا خوراکی میدیدم اتوماتیک وار میرفتیم به سمتش  :)
انقدر یواش یواش و سرخوش میرفتیم که حسابی داد یکی از همراهامون دراومده بود!
میگفت من سه دور اینجا رو گشتم شما دخترا هنوز به نیمه راهم نرسیدید..
و ما هم هیچ توجهی نداشتیم!
توی حال و هوای خودم بودم و سرمو چرخوندم که یهو چشمم افتاد بهش..
لعنتی چقد دلنشینه!چرا اینهمه مدت ازش دور بودم؟!
رومُ برگردوندم زدم به شونه  رفیق جان و گفتم: هی!بیا بریم!بریم کوه!ببینش چه نزدیکه. چقد سبز و خوشکله
خندید و گفت باشه..
اخم کردم و جدی گفتم،دخترک مگه من با تو شوخی دارم؟میگم بیا بریم کوه!
خندید و گفت باشه باشه حتما میریم!
لبخندی از سر رضایت زدم و دست تو دست به گشت و گذارمون ادامه دادیم...
موقع برگشتن شده بود و هوا تاریک...
یه نگاه به کوه کردم و گفتم: فردا میبینمت
تمام مدت راه برگشتن رو محو چراغای شهر بودم و غرق آهنگی که پلی میشد...
توی این فکر بودم که چقدر از خودم دور شدم!
رسیدیم و نیم ساعت بعد بهش پیام دادم و پرسیدم کی بزنیم به کوه؟  :)))
جواب داد که فردا نمیتونم! دلیلش موجه بود و ناراحت نشدم
و حالا به شوق جمعه هفته دیگه که میخوایم بریم کوه این هفته رو میگذرونم  :))))
امیدوارم که کوهنوردیمون مثل خرید کردنمون حرص دربیار نباشه و به همه خوش بگذره! و پایِ عزیزم یادش بره که درد بگیره!

+چندسال پیش توی یک کوه پرخطر چند نفری از گروه جدا شدیم و گم شدیم و خدا داند به چه بدبختی خودمون رو رسوندم پایین از روی اون صخره ها و لبه ی اون دره ها!و دیگه کوه نرفتم...
داد زدن روی قله کوه رو بی نهــــــــــــــــــایت دوست دارم..
انقد داد بزنم که صدام درنیاد  -_-

++ پیش به سوی خودمان شدن!  :)))))))))))
  • roga
  • جمعه ۲۱ مهر ۹۶

در طالع من نیست کنار تو باشم

برای عشق ما

یک اتاق مسقف

کوچک بود.


قسمت این بود

 آسمان

تنها سقف مشترک ما باشد...


-علی اصغر وطن تبار-

  • roga
  • جمعه ۲۱ مهر ۹۶

ای به روی چشم من گسترده خویش..

ای شب از رؤیای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

⇩ادامه اش رو اگه خواستید  :)⇩

  • roga
  • چهارشنبه ۱۹ مهر ۹۶

صرفا واسه اینکه یادم بمونه! :دی

وی با دست پس میزد و با پا پیـــــــــــــش میکشید  :دی


+سرماخوردگی حِمار است  -_-


این شعرم داشته باشید که دست خالی نرید:

عشق درآمد از درم..

دست نهاد بر سرم

دید مرا که بی تو ام

گفت مرا که وایِ تو!

:)

  • roga
  • دوشنبه ۱۷ مهر ۹۶

شاید..

شاید خوشبختی همین باشد که بروی توی آشپزخانه...

برای خودت بلند بلند بخوانی   "با تو رفتــــــم بی تو باز آمدم،از سر کوی او دل دیوانه٭"  و ظرف هارا بشویی،بادمجان ها را پوست بکنی حلقه کنی نمک بزنی سرخ کنی....

گوجه هارا با حوصله پوست بگیری!

و و و.....

قابلمه ی کوچک زرد جانت را روی اجاق بگذاری و قصد قیمه بادجان بنمایی  :)))

کار که به نیمه هایش رسید هی سرت را بگیری بالای قابلمه و ریه هایت را از عطر خورش پر کنی و جانت را مست!

هرچه نباشد قیمه بادمجان است!خوراکِ مورد علاقه ی تو.......

خوشبختی همین هاست...

سخت نگیریم  :)

بنظرم اینکه خودتو به شاد بودن بزنی و تظاهر کنی خیلی بهتره تا بشینی هی پیش همه ناله کنی و حال اونا رو هم بد کنی!بعضی دردها با بازگو شدن هی تشدید میشن...


٭ لیریکس آهنگ: کلیک 

  • roga
  • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶

بلد آرامِ دلم...

مراقبِ کسی که "جانم" گفتنش به شما آرامش و لبخند میدهد باشید!

  • roga
  • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶

قضاوت ممنـــوع!

ولی بنظرم تا تو زندگی کسی نبودین از دور قضاوت نکنین، باورتون نمیشه آدما چه چیزای وحشتناکی رو میتونن تحمل کنن و بازم ظاهر عادیشونو نگه دارن  :)

  • roga
  • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶

دل یکی ..... ... !

دیگر نرود به هیچ مطلوب

خاطر، که گرفت با تو پیوند...

-سعدی-

  • roga
  • دوشنبه ۱۰ مهر ۹۶

منِ ترسنـاکــــــــــــ....

میترسم از این سکوت و کم حرفیم!

میخوام انقد حرف بزنم همه سرسام بگیرن....

میترسم از این تغییر...

نکنه دیگه نتونم با نیشِ باز دو سه ساعت از زمین و زمان حرف بزنم؟!  -_-


ملت فوبیا دارن منم دارم  :/

البته فوبیای ارتفاع و سِرُم رو هم منظور بفرمایید  *-*


  • roga
  • دوشنبه ۱۰ مهر ۹۶

اْینَ طالبُ بِدم المقتول بکربلاء؟...

🏴عاشوراسٺ

نذر ڪرده ام 

صد دور تسبیح

اهدنا الصراط المستقیم 

بخوانم شاید

این بارمسیرم بہ 

ڪربلا افتاد


حسین جان اشڪ 

در بساطم نیسٺ

عرق شرم قبول مےڪنے؟

  • roga
  • يكشنبه ۹ مهر ۹۶

غریب گیر آوردنت...

چه شنبه دلگیری!


دیروز مهدی(عج) نیامد

فردا حسین(ع) میرود...


کم کم غروب عاشورا

 و هجوم دشمن به خیمه ها


امان از دل بی بی زینب.....

  • roga
  • شنبه ۸ مهر ۹۶

بازآ و بِمان؛سراب است،نرو!

دل به دریا زده ای پهنه سراب است نــَــــرو

برف و کولاک زده راه خراب است نرو

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم

با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم

بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند

این شب وسوسه انگیز مرا می شکند

بی تو بی کار و کسم وسعت پشتم خالیست

گل تو باشی من مفلوک دو مشتم خالیست

بی تو تقویم پر از جمعه بی حوصله هاست

و جهان مادر آبستن خط فاصله هاست


-علیـــــرضا آذر-

  • roga
  • پنجشنبه ۳۰ شهریور ۹۶

رَشکم آید که کسی سیــــــر نِگه در تو کُند!

حیف، با این که دوستت دارم

سهم دستانم از تو پرهیز است

قسمتم نیستی و این یعنی:

زندگی واقعا "غم انگیز"است


- امید صباغ‌نو-

  • roga
  • چهارشنبه ۲۹ شهریور ۹۶

دگرگونی!

انگار که یه چیزی یهو بشه یه تیکه سنگ و بخوره تو ملاجت!
تازه چشاتو وا کنی ببینی دنیا چه خبره...
تازه بفهمی چقد کم گذاشتی واسه خودت و زندگی  :)
داره میاد سر جاش
اهسته اهسته
عقلمو میگم!
به قول استاد آذرِ عزیز:دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس!به تن هیچ عقابی پروبالی ندهم....

توکلتُ الی الله الودود  :)
میجنگم واسه رسیدن به هدفام!
  • roga
  • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶

1 2 3 امتحان میکنیم :)

آخر نظری به حال من کن  

بنگر که، چگونه بی توام زار 


- عراقی -


+ آرشیوِمان را باد بُرد  D:

شروعِ تازه  :))

  • roga
  • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶

محصول مشترک!❤

گاهی درد و دل میکنه...
میگه و میگه...
گوش میدم و گوش میدم!
با دقت و عشق کنار هم میذارمشون و شکلشون میدم!
خواست که با شماها شریکش بشیم  :))  مگه میشه بهش نه گفت؟!نه!نمیشه....
بخونید در ادامه مطلب⇣

  • roga
  • سه شنبه ۲۸ شهریور ۹۶

شعرانه صورتی سِ‌شنبه ^__^(برگــِــ نُــهُــــــــم)

بسمــــِ ربِّ جــــانــــ❥

سلام^_^ خوبید؟ایام به کام هست؟!

امیدوارم از خوندن این برگـــ لذت ببرید  :))

اشعار را در ادامه مطلب بخوانید👇

  • roga
  • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶

شعرانه صورتی سِ‌شنبه ^__^(برگــِــ هشتُم)

♡به نام خالقِ شقایق های دلسوخته♡

امروز به جای چنتا تک بیت یک تصنیف عالی از استاد ملک الشعرا بهار رو میذارم امیدوارم خوشتون بیاد ^_^

اگر یه روز به آرزوم برسم ؛ تار و ستار بزنم حتما اولین چیزی که میزنم و واسه دلم میخونم این تصنیفه!

در ادامه مطلب بخوانید :) 👇

  • roga
  • سه شنبه ۲۹ فروردين ۹۶

شعرانه صورتی سِ‌شنبه ^__^(برگــِــ هفتم)

...به نام تنها عشق بی آسیب "اللّه"...

بابت وقفه ی طولانی بین برگ ششم و هفتم عذر میخوام :)

👇شعر ها رو در ادامه مطلب دنبال کنید👇

  • roga
  • سه شنبه ۱۵ فروردين ۹۶

شعرانه صورتی سِ‌شنبه ^__^(برگــِــ شِشُم)

بسم اللهِ المهربان❥

این هفته میخوام یک شعرانه متفاوت داشته باشیم  :))

ولی همکاری و لطف شما رو میطلبه ^_^

شعر های قشنگی که بلدید رو هر چندتا.حتی یک بیت.کامنت بذارید  :)) 

تعدادشون زیاد که شد چند روز دیگه حتما گلچینش رو در یک پست جداگانه قرار میدم ^__^

سپاسِ پیشاپیش از شما  Flower

شاد باشید

  • roga
  • سه شنبه ۱۹ بهمن ۹۵

شعرانه صورتی سِ‌شنبه ^__^(برگــِــ پنجــــم)

بسمــــ الله❤

این هفته: یک دکلمه از جنابِ آذر

به دلیل گرفتاری نتونستم بیت های خوبِ زیادی رو 

جمع آوری کنم  :)

بخونید ⬇ ^_-

  • roga
  • سه شنبه ۱۲ بهمن ۹۵

شعرانه صورتی سِ‌شنبه ^__^(برگــِــ چهارم)

♡به نامِ خدایی که "تـــُـــــ" آفرید♡

 

بابت تأخیر پوزش میخوام.در راهِ سفر بودم  

⇣اشعار در ادامه مطلب ^_^⇣

  • roga
  • سه شنبه ۵ بهمن ۹۵

شعرانه صورتی سِ‌شنبه ^__^(برگــِــ سوم)

به نام خدایی که از گِل مرا خلق کرد❥


×ناز کُنی، نَظَر کُنی، قَهر کُنی، ستم کُنی
گر که جَفا، گر که وَفا، از تو حَذَر نمیشود
داغ ِکه دارد این دلم، داغ ِ تو و خیالِ تو
بی همگان به سَر شود، بی تو به سَر نمیشود
 
×مستِ مستم، لیک مستی دیگرم..!
امشب از هر شب به تو عاشق ترم..!
راست گویم، یک رگم هشیار نیست..
مستم اما، جام و می در کار نیست..
 
×تو مرا جان و جهانی چه کُنم جان و جهان را
تو مرا گَنج روانی چه کنم سود و زیان را...
 
×دلتنگم از آن لبان قَند اندر قند
درنالم ازآن دو زلف بند اندر بند
ای وعده دیدار تو هیچ اندر هیچ
آخر غَم هجران تو چند اندر چند؟
 
×  ما بر درِ عشق، حلقه ڪوبان
تو قفل زده، ڪلید بُرده 
#مولانا
×کاش مولانا ببیند قهر چشمان تو را....
تا نگوید نیست در عالم ز هجران تلخ تر... .
#اصغر_عظیمی_مهر
 
×روز اول رفت دینم در سر زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز...
 #حافظ
 
×من همان روز دل و صبر به یغما دادم
که مقید شدم آن دلبر یغمایی را
 
×تا گلِ روی تو دیدم همه گل‌ها خارند
تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند
×بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
×هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش
منِ بیچاره گرفتار هوای دل خویش
×ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
×هر کسی را سر چیزی و تمنای کسی ست
ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر
 
×خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست ...
 
×هر صباحی غمی از دُور زمان پیش آید
گویم این نیز نهم بر سر غم های دگر...
#سعدی
 
×منچه خاکیسرِ آنخاطره ‌هابگذارم؟
تواگر سایه بهدیوارِکسیبگذاری...؟
#احسان_افشاری
 
×سیب من چرخیدی و با اتفاق دیگری
عاقبت افتادی اما توی باغ دیگری
طبق قانون وفاداری به پایت سوختم
طبق بند آخرش رفتی سراغ دیگری
#علی_صفری


متنِ دکلمه ای از جنابِ آذر در ادامه مطلب  :)) +لینک دانلود :)
طولانیِ اما عالیِ  ^_^
  • roga
  • سه شنبه ۲۸ دی ۹۵
به نامِ خالقِ عشق❤
.....................
یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد :)
بسم الله..
إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِیبا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَانِ یَا مَوْلانَا یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ
.....................
توکل بر خدایت کن؛ کفایت میکند حتما..
الا بذکر الله تطمئن القلوب
.....................
لطفا برای دنبال شدن؛دنبال نَ‌کنید
سپاس ^__^