چند روز بود توی فکر بودم که وبلاگمو حذف کنم!
الان که بهش فکر میکنم موهام سیخ میشه  :دی

تــــــا اینکه امروز یه پیام بهم رسید...
یه ویدئو...
و صحبت هایی که باشخص فرستنده داشتم  :)
بارون میومد....
خندیدم،گریه کردم...
نمیدونم چیشد اما انرژی گرفتم
انرژی گرفتم و این اتفاق رو یه نشونه دونستم برای  ادامه نوشتن❤
برای آشتی با قلم و شکستن سکوتم...
مینویســـم  :)
مینویسم و نمیذارم دیگه هیچوقت سکوت زورش بهم برسه و باعث رنجش من و یااطرافیانم بشه!!
اما اینجا نه!
یه وبلاگ جدید میسازم.
اینجا با آرشیو پر از خاطراتش بایگانی میشه و من کوچ میکنم به یه خونه جدید

هروقت خونه ام آماده شد حتما میام و دعوتنامه رو پست میکنم  ؛))))

زندگیتون پر از اتفاقات ناااااب❤
یا حق👋