♡به نامِ خدایی که "تـــُـــــ" آفرید♡

 

بابت تأخیر پوزش میخوام.در راهِ سفر بودم  

⇣اشعار در ادامه مطلب ^_^⇣

وقتی که دلت پیش دلم نیست برو

یک کاسه غزل پشت سرت میریزم

#فائزه_ذوالفقاری

تهمت زدی به دشنام، می سوختم به لبخند

تیغ تبر به تن بود، در سایه ات گرفتم

#میم_الف

تو را نشد!

می روم 

که خویش را 

فراموش کنم 

#معصومه_صابر

کودتایی شده در من ، غزلی گُل کرده

گره یِ روسری اش را ، نَکُند شُل کرده

"رنگ رُخسار خبر میدهد از سِرِّ درون"

دختری قَلبِ مرا سخت چَپاوُل کرده

#سعید_شیروانی

دل نیست کبوتر که چو برخاست نِشینَد

از گوشه‌ی بامی که پریدیم ، پریدیم ...

#وحشی_بافقی

از بس که برآورد غمت آه از من

ترسم که شود به کام بدخواه از من

دردا که ز هجران تو ای جان جهان

خون شد دلم و دلت نه آگاه از من

من محو خدایم و خدا آن منست

هر سوش مجوئید که در جان منست

سلطان منم و غلط نمایم بشما

گویم که کسی هست که سلطان منست

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند

عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من

خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی

آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی

آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی

این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی

باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم

ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای

وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من

مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم

سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد

هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود

#مولوی

درد دارد که هرچه بنویسی،

نتوانی که شرح ِ غم بدهی!

درد دارد به طفل ِ احساست،

شب به شب، قبل ِ خواب، سَم بدهی...

دیوانه ام،از دست خودم سیر شدم...با هر کسِ همنامِ تو درگیر شدم

اِی تُف به جهانِ تا ابد غم بودن...اِی مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن

یادش همه جا هست،خودش نوشِ شما...اِی ننگ بر و مرگ بر آغوشِ شما

شمشیر بر آن دست که بر گردنش است...لعنت به تَنی که در کنار تنش است

دست از شب و روز گریه بردار گلم...با پای خودم می روم این بار گلم

دنیا پل باریکیست بینِ بد و بدتر ها

من به رفتار عشق مشکوکم... در دلِ مشتِ بسته اش چیزی ست

رویِ رویش شکوهِ شیراز است ... پشتِ رویش قشونِ چنگیزی ست

من به رفتار عشق مشکوکم ... مضربی از نیاز در ناز است

در نگاهش دو شاهِ تاتاری ... پشتِ پلکش هزار سرباز است

شعر تورا با خفه خون ساخته اند

زیر قدمت بانو،دل ریخته ام؛برگـــــرد..

#علیرضا_آذر

بس که از بودن جان در بدنم مشکوکم

هی صدا می زنمش: جان! که ببینم مانده؟

#مرتضی_حسنی

♥‏گفتی چه کسی؟ درچه خیالی؟ به کجایی؟

‏بی‌تاب توام، محو توام، خانه‌خرابم...

#بیدل

خسته ام مثل کبوتر که شده جلد ولی

وقت برگشت ببیند که دگر بامی نیست

#مهدی_رضایی

گفٖته بودم که 

به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که 

به دریا بزنم یا نزنم 

#قیصر_امین_پور

وَ الصُّبحُ اذا تَنَفَّسَ مِن عطرِ نابِ تو

من سربلند مانده ام از انتخاب تو

#ناشناس

شبیه هفت سال اول مصریم بعد از خواب

غمی در دل تلمبار است از گندم فراوان تر..

عشق مدتهاست این روح سراسر درد را

برده بر بام جنون و نردبان برداشته

چقد از من تو این سرما

نجیب و ساده دل بردی

چقد یه هویی سردت شد

چقد عمدا زمین خوردی

#حامد_عسکری

هر دوست که دَم زد زِ وفا، دشمن شد

#حافظ

این تن خسته 

ز جان تا به لبش 

راهی نیست .

#شهریار

چنان تنهایِ تنهایَم

که حتی نیستم با خود

#اخوان ثالث